یادداشت های دادو

۳۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

نیمروز دیروز برای خودش یک برنامه بود ؛ زیر آفتابی که درست توی کله ام می زد ، محوطه ی مجسمهها را دور زدم ، بعلت ناجور بودن تابش نور مجبور بودم دور مجسمه ها بچرخم تا بهترین شرایط را برای عکس جور بکنم ؛ عکاسی با موبایل کارش زیادتر است !!

 

  • دا دو

امروز روز عید قربان بود ؛ عیدتان مبارک ...

 

 

  • دا دو

امروز روز عرفه هست ... روزی که یادش برای ما ماندگار تر است !! دمدمای اذان ظهر روز عرفه بود که جناب پدر وضویش را گرفت ولی به نماز ظهر عرفه نرسید ...


زندگی ست دیگر !! روزی می آئیم و روزی خواهیم رفت ...

 

  • دا دو

شنیده اید و شنیده ایم که برخی ها با تاسی از پیام هایی که از تی وی می گیرند فکر می کنند ما نماینده ی جامعه اسلامی هستیم و برای همین در مقابله با برخی مسایل ما را نشانه می گیرند و به اسلام می خورد (!) و یا اسلام را نشانه می گیرند و ما را می زنند (!)

 

  • دا دو
  • دا دو

چشم را باید شست ... ( عینک هم زد !! )

جور دیگر باید دید !!

 

  • دا دو
  • دا دو

دیروز داشتم کامپیوتر را گردگیری می کردم و چشمم به آدرس سایت فال حافظ افتاد ، خیلی وقت بود که حال فال گرفتن نداشتم و برای همین خوشان خوشان رفتم و برای خودم فال گرفتم ...

 

  • دا دو

در مجموعه تفریحی و دلخوشی (!) شاهگلی تبریز ، اخیرا یک سالن بزرگ افتتاح کرده اند برای اسکیت بازان ؛ در همه ی سطوح سنی !! وقتی یک سالن خاص برای رشته ای زده می شود یعنی نگاه بالادستی به آن رشته از تفریح به ورزش ارتقا می یابد !!

 

  • دا دو



سالن اسکیت شاهگلی تبریز

  • دا دو