یادداشت های دادو

هدف

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۳۵ ب.ظ

طبیعت اش برای آقایانِ سربازی رفته این است که با خواندن کلمه " هدف " ، زیر لب زمرمه بکنند که " هدف ... سیبل مقابل !! " و صدالبته که این عبارت هم بی مورد و بی ارتباط به موضوع پست نیست !!

 

گاهی اوقات ما در میان انواع خیلی زیادی از حرفهای خوب که از خود اشخاص نقل می شود و یا به نام برخی اشخاص جا زده می شوند و قاب گرفته شده یا بنر شده و در محل عبور افراد و یا محل دید برخی افراد خاص زده می شود ، با یک عبارت مشکل پیدا می کنیم و یا دقیقا به عکس آن اعتقاد داریم و برای همین با آن مشکل پیدا می کنیم ... یکی از این حرفها را در کارخانه ی ما قاب کرده بودند و درست جائی بود که هر روز چند بار از مقابلش می گذشتم و این چنین درج شده بود که " بهترین گنج هدف است !! " و من همیشه می گفتم : " بهترین هدف گنج است !! "
 
دیشب از سر اتفاق یک فیلم خوب به تورم خورده بود ، از نوع آمریکائی و از آنهائی که فرهنگ و هدف خاصی را در قالب انواعی از صحنه ها و درگیری ها و ارتباطات عاطفی می گنجانند و هر بیننده ای به قدر عمقی که در دید دارد از آن لذت می برد !! از آن قطارها که دود سیاهشان آبی آسمان را آلوده نمی کند و چه بسا به قاب تصویر زیبائی می دهد نیز در فیلم داشت ، اسب هم داشت و تا چشم کار می کرد جنگل های کاج هم بودند !! آدم های خشنی هم بودند که خشونت شان هم از درد و رنجی که کشیده بودند حکایت داشت و هم از روح ناآرام و ماجراجوئی که داشتند !! آدم های مصممی که دنبال هدف بسیار بزرگ و سختی می رفتند تا اگر به مقصود رسیدند به همه چیز رسیده باشند !!
 
تب طلا در یک دوره ی خاصی گریبان آمریکائی ها را گرفته بود و بر آن اساس فیلم ها و داستان های زیادی ساخته و نوشته شده بود ، انسان هایی که به سیم آخر می زدند و دنبال طلا در شمال کانادا و آلاسکا ، جان بدست گرفته و پیش می رفتند !! غالبا در بین راه با حوادث طبیعی و یا انسانی جانشان را از دست می دادند ، یا بعد از اینکه به هدف خود می رسیدند در کنار یافته های خود زندگی را پایان یافته می دیدند و چه بسا بعد از یافتن طلا نیز روزگار آرامی در انتظارشان نبود !!
 
نام فیلم " طلا " بود !! فیلم با ورود یک خانم جوان که از قطار پیاده می شد ، شروع شده و بدنبال آن جمعی را نشان می داد که از روی یک آگهی در یک مسافرت ثبت نام کرده بودند تا بروند در شمال کانادا دنبال طلا بگردند ... افراد مختلفی در جمع بودند که در برخی صفات و خلقیات با هم مشترک بودند و جسارت و خشونت از بارزترین صفات آنها بود ...

تمام فیلم به سفر این عده مربوط بود ، باید حدود 5 هفته می رفتند تا به منطقه ای برسند که در آنجا طلا بود ... افراد گروه یکی یکی با پیش آمدن برخی ناملایمتی های سفر از هدف خود دلسرد می شدند و بنوعی حذف می شدند !! رهبر گروه که آن تبلیغات را درج کرده بود و تور طلا راه انداخته بود ، فکر می کرد که آنها در همان ابتدای کار ؛ هفته اول یا دوم (!) ناکار شده و یا از برنامه منصرف می شوند و به پولی که از آنها گرفته بود دلخوش بود و وقتی دید که آنها سمج تر از این حرف ها هستند ، بدلیل اینکه کل برنامه را روی همان هفته اول و دوم تنظیم کرده بود و اطلاع چندانی از مسیری که به هدف منتهی می شد نداشت  ، قصد برداشتن پولها و فرار کردن و تنها گذاشتن آنها را داشت که تنها به فراری دادن خود توفیق یافت و پولی از آن جریان نتوانست به جیب بزند !! بقیه ی افراد هم بتدریج و با خسته شدن و اعصاب خردکنی های راه ، یکی یکی حذف شدند و سر آخر همان زن جوان مانده بود با یکی از افراد که عهده دار رسیدگی به اسب ها بود و هدفش از این سفر نه بدست آوردن طلا که دور شدن از منطقه ای بود که کسی را کشته بود و برادرانش داشتند او را تعقیب می کردند تا انتقام بگیرند !! در آخرین شهری که تقریبا یک ایستگاه مانده به هدف نهایی بود ، مرد جوان توسط تعقیب کنندگان از پا درآمد و در انتهای فیلم دوباره آن زن جوان را می دیدیم که تنها آن راه را ادامه داد و می رفت تا به هدفی که داشت برسد ...
 
فیلم ساده و خیلی خوبی بود ، نه تند بود و نه کند بود !! حتی چند جای قیچی خورده اش هم به انسجام فیلم لطمه نزده بود ... شاید هم جاهای قیچی خورده مربوط به سی سال پیش بود که خیلی چیزها ، حکم قبیح بودن داشت !! و حالا دیگر خیلی پیش پا افتاده تشریف دارند !!!
 
من در زندگی ام انسان بی هدف ندیده ام ولی چون بکرات شنیده ام برای همین فکر می کنم که شاید وجود داشته باشد !! و اگر روزی به چنین آدمی برخورد کردم حتما مانند یک آدم مقدس با او برخورد خواهم داشت و سعی خواهم کرد از او چیزهای زیادی بیاموزم و همچنین است در برخورد با آدمهای بی دین و مطمئنا منظورم کسانی نیستند که به دین جاری در جامعه شان و اطرافشان اعتقاد نداشته باشند بلکه کسی که از هیچ منظری رفتار دین مدارانه نداشته باشد و چنان آدمی هم بسیار دیدنی و مطلوب برای مصاحبت خواهد بود و چیزهای زیادی برای آموختن خواهد داشت !!
 
چیزی که در این فیلم برای من جالب بود ، پرداخته شدن به موضوع هدف بود !! انسانها متاثر از خیلی چیزها ، انباشته ای از خودآگاه ها و ناخودآگاهها هستند !! برای همین انتخاب و گزینش هدف در انسان ها با هم متفاوت بوده و هم مسیر بودن و هم هدف بودن ها تنها ظاهر قضیه را می تواند پوشش بدهد و چه بسا که در درون افکار و اندیشه ها ، حتی کسانی که در یک راه به یک هدف انتخابی رسیده اند باز با هم یکسان نبوده باشند و راهشان بعد از رسیدن به هدف که منجر به هدف گذاری مجدد و حرکت دوباره خواهد بود از هم جدا بشود ... مگر هدف هایی که شامل مسیرها و گزینش های بعد از هدف نبوده باشند (!) این قبیل انتخاب ها را کمابیش می توانیم نام ببریم ، هدف هایی که مرگ سر گذرگاهشان کمین کرده است و راه را بسته است ... درکِ هدف گذاری و انتخاب راه این افراد برای آدم های معمولی که هنوز بین خودآگاهی و ناخودآگاهی سرگشته هستند کمی تا قسمتی مشکل و گاه غیرقابل باور و قبول است و این همان منطقی نگاه کردن به قضیه است !! در همین جنگ چند ساله ی که پشت سر گذاشته ایم ، کسانی بودند که تصمیم می گرفتند تا در برخی مرحله های خاص خود را فدا بکنند تا موانعی که مقابل راه بود از میان برداشته بشود !!! و یا در جریان کربلا ، عده ای تصمیم به ماندن در کنار امام خود گرفتند و برایشان از روز روشن تر بود که فردا چه اتفاقی در انتظارشان می باشد و هدفی که بتوان برای فردای عاشورا متصور شد برایشان وجود نداشت و برای همین هر کسی نهایتِ کاری که می توانست را می کرد ...
 
  • دا دو

نظرات  (۱)

سلام
راستش من هم که سربازی نرفتم، همیشه با شنیدن کلمه ی هدف، یاد شلیک و تیراندازی می افتم، بعد از یک جایی فهمیدم این کلمه و اون تداعی باعث شده ناخودآگاه فکر کنم باید برای اهدافم مثل تیر از کمان رها شده، بدوم و پرواز کنم به سمتش! نوجوون که بودم همیشه تخیل می کردم من یه عقابم و باید با بیشترین سرعت هدف مو بگیرم. طول کشید تا به معنا و ارزش تدریجی بودن و صبر در راه هدف نزدیک بشم.
پاسخ:
سلام
شاید بدلیل این است که همیشه تعریف هدف با انواعی از کارتون ها و داستان ها برای ما شکل می گیرد و خیلی ها با سرعت و اشتیاق به طرف اهداف خودشان حرکت می کنند و گاه همان نزدیکی های هدف پی می برند که اشتباه کرده اند !!! حرکت تدریجی بطرف هدف و صبر پیشه کردن و با تامل قدم برداشتن هدف را ارزشمند تر می کند...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی